ابو القاسم راز شيرازى
149
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
دادن حقّ تعالى را بر طاعت . و مطالعه كند در سكون و اجتناب از معاصى ، عصمت و حفظ حقّ تعالى مر عبد را ؛ و اگر نه توفيق عصمت او بود چگونه اقبال به طاعات و ادبار به معاصى مىنمود ؟ پس شكر حقّ تعالى در همه حال لازم آمد . پس از آن مىفرمايد كه : قوام آنچه در اين باب مذكور شده از اصلاح ظاهر و باطن به افتقار به سوى غنىّ واقعى و اضطرار به اوست ، و به خشوع و فروتنى در نزد اوست . و مفتاح اين دو ، انابه و بازگشت به سوى پروردگار است با كوتاه كردن امل و آرزو ؛ به اين طريق كه مداومت نمايد ياد موت را و ببيند به عين يقين ، توقّف در حضور پادشاه جبّار را به جهت حساب ، تا آنكه برخورد به عبوديّت و عجز و فقر و نيستى و اضطرار خود و قدرت و الوهيّت و غنى و هستى و اختيار و قهر و غلبهء پروردگار كه : « يا من توحّد بالعزّ و البقاء و قهر عباده بالموت و الفناء » « 36 » . و بعد از اين بداند كه اگر حقّ جلّ و علا خواهد در حساب با او به عدالت و مناقشه [ رفتار ] فرمايد تمام اعمال صالحه و مجاهدات عبد وفا به يك نعمت جزئى حقّ تعالى نمىكند ؛ زيرا كه عبد به آن نعمت محتاج است و حقّ تعالى از اين اعمال بىنياز . و اگر به نظر استغنا و بىنيازى نظر فرمايد تمام عمل عبد و وجودش « هباء منثورا » « 37 » خواهد شد . و بعد از فهم و علم به اين مطالب به واسطهء تدبّر ، راحت مىيابد از حبس در مضيق هوا ، و نجات مىيابد از دشمن شيطانى ، و سالم مىماند از امراض و اغراض نفسانى ، و اخلاص مىورزد در طاعت پروردگار به نور توفيق ربّانى . و اصل در اين اعمال آنست كه بشمارد
--> ( 36 ) - اى آنكس كه در عزّت و جاودانگى ، يگانه و بر همهء بندگان به طپانچهء قهر ، فرمان مرگ و نابودى راندهاى . ( 37 ) - غبار پراكنده